تبلیغات |
هیوم ساین | ||
|
سلام خوش آمدید شما به یک میزگرد مجازی دعوت شده اید این محفل برای شنیدن نظرات شما ایجاد شده است
پس نظرات خود را بیان کنید
در قسمتی از فیلم مرهم میتوان جوانی را دید در تیپ جوان های امروزی اما بس جوانمرد که عامل رفتن عزیز به شمال شده و مزاحمین را متفرق می کند. من با دیدن این قسمت سرشار از شعف شدم و بارها این قسمت را نگاه کردم. دلیل اصلی من برای این تماشای مکرر ندیدن این گونه جوانمردی ها در جامعه امروزی است که مرا مشتاق دیدن این گونه رفتارها میکند. جامعه ای که من بارها دیده ام جامعه ای است که در آن مردان در مقابل چنین مزاحمت هایی سکوت را اختیار کرده و ترجیح میدهند به خود بقبولانند که اتفاق خاصی نیافتاده است و بدون هیچ توجهی از کنار آن میگذرند. در چنین جامعه ای دستمزد زنان شاغل صرف خرید مواد برای همسران معتادشان شده و در بیشتر مواقع خود مواد همسرانشان را خرید داری میکنند. هرچند که عامل اصلی ایجاد چنین رفتار هایی خود زنان هستند اما این نمیتواند توجیهی باشد برای بی غیرتی این گونه مردان. اما نکته مهم و قابل توجه این است که مردانی از دست مردان مرهم هنوز هم در جامعه پیدا شده و در کنار بی غیرتی دیگران , می توان غیرت این جوان مردان را مشاهده کرد و این جای بسی خوشحالی است .
بچه که بودم موقع جمع کردن سجاده ام بعد از نماز زیر سجاده ام پر می شد از سکه های 10 تومانی و 25 توماننی . بعد بابام بهم حالی میکرد که این سکه ها هدیه است .هروقت نماز بخونی فرشته ها هدیه میذارن زیر سجادت . بچه که بودم نصفی از کتاب هایی که با بابام از سروش می خریدیم درباره نماز بود . شبش هم خود بابام مینشست کنارم و با آب وتاب قصه هارو برام تغریف میکرد . بچه که بودم جایزه ی هر نماز جماعتی که با بابام میرفتم میشد یه بستنی . بچه که بودم بابام رفت . بچه بودم که بابام رفت . |
| |
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||